محمد على حاجيلو

94

ريشه هاى تاريخى تشيع در ايران ( فارسى )

پيوستند . در نهايت داعى صغير مغلوب احمد و جعفر فرزندان ناصر كبير شد و از آمل به سوى رويان گريخت و در آنجا گوشه انزوا برگزيد ( 311 ه ق ) . « 1 » فروپاشى و زوال علويان داعى صغير داراى هوش و فراست كافى براى حكومت بر تمام طبرستان و گرگان بود و در ميان علويان پيدا نمىشد . ابو الحسين احمد كه پس از داعى صغير حكومت را به دست گرفته بود بعد از دو ماه وفات يافت . ابو القاسم جعفر نيز بعد از يكسال به سرنوشت برادرش دچار شد . پس از جعفر در اواخر سال 312 ه ق مردم با ابو على احمد فرزند ابو الحسين احمد بيعت كردند ، اما ماكان بن كاكى از سرداران محلى طبرستان كه پدرش در نهضت ناصر كبير به شهادت رسيده بود در نهايت حكومت را به داعى صغير بازگرداند و بار ديگر داعى صغير بر طبرستان مسلط شد و حتى با حمله به رى توانست علاوه بر رى ، قزوين ، زنجان ، ابهر و قم را نيز ضميمه قلمرو خويش كند . « 2 » گسترش حكومت داعى صغير به نواحى جنوبى طبرستان و تصرف منطقه وسيعى از رى تا زنجان موجب نگرانى شديد مقتدر ، خليفه عباسى شد . وى امير نصر سامانى را مأمور دفع علويان اين نواحى كرد . امير سامانى نيز براى نيل به اين مقصود از اسفار بن شيرويه و مرداويج زيارى ، از سرداران ديلمى كه در پناه وى بودند ، سود جست و آنان را به سوى طبرستان اعزام كرد . « 3 » داعى صغير در نبرد با آن دو توسط مرداويج زيارى به قتل رسيد ( 316 ه ق ) . با قتل داعى صغير ديگر علوى شاخصى در طبرستان وجود نداشت كه بتواند در برابر امراى طبرستان قد علم كند و به بسيج مردم بپردازد و

--> ( 1 ) . تاريخ طبرستان ، پيشين ، ص 285 . ( 2 ) . مروج الذهب و معادن الجوهر ، پيشين ، ج 4 ، ص 279 . ( 3 ) . الكامل فى التاريخ ، پيشين ، ج 5 ص 106 و التاجى فى اخبار الدولة الديلمية ، پيشين ، ص 36 .